تبلیغات
روزهای من بی تو - حسرت

حسرت

جمعه 9 تیر 1385 03:06 ق.ظ

نویسنده : من بی تو
ارسال شده در: دلتنگیها ،

اشک امانم نمی دهد
دست شوم بغض گلویم را رها نمی کند
اشک حسرت
حسرت روزهای از دست رفته
غم از دست رفتن آن عزیز سفر کرده
او که حتی با من وداع هم نکرد
از که بنالم از چه

از اینکه ...
گاهی وقتها دلم می خواهد همه چیز را رها کنم
به چیزی به کسی نیاندیشم
تنهایی بد حسی است
جای خالیش را هیچ چیز و هیچ کس برایم پر نخواهد کرد می دانم
تنها تر از خودم نمی بینم
نمی یابم
تو که در تنهاترینها دستم را گرفتی
مرا تنها تر از هر تنهایی رها کردی
رفتی
رفتی ... بدون خداحافظی
بیوداع

«می خواهمش دریغا ‚ می خواهم
می خواهمش به تیره به تنهایی
 می خوانمش به گریه به بی تابی
می خوانمش به صبر ‚ شكیبایی
لب تشنه می دود نگهم هر دم
در حفره های شب ‚ شب بی پایان
او آن پرنده شاید می گرید
بر بام یك ستاره سرگردان »
 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -