تبلیغات
روزهای من بی تو - داستان عشق

داستان عشق

پنجشنبه 10 اسفند 1385 12:03 ب.ظ

نویسنده : من بی تو
ارسال شده در: دلتنگیها ،

زنی می رفت ، مردی او را دید و دنبال او روان شد .

زن پرسید که چرا پس من می آیی ؟

 مرد گفت : برتو عاشق شده ام .

زن گفت : برمن چه عاشق شده ای ،

 خواهر من از من خوبتر است و از پس من می آید ،

 برو و بر او عاشق شو .

مرد از آنجا برگشت و زنی بدصورت دید ،

بسیار ناخوش گردید و باز نزد زن رفت و گفت : چرا دروغ گفتی ؟

زن گفت : تو راست نگفتی .

اگر عاشق من بودی ، پیش دیگری چرا می رفتی ؟

مرد شرمنده شد و رفت ....




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 22 مرداد 1386 12:08 ب.ظ