تبلیغات
روزهای من بی تو - نوزده و نیم!!!!!!!!!!!!

نوزده و نیم!!!!!!!!!!!!

یکشنبه 4 شهریور 1386 08:08 ق.ظ

نویسنده : من بی تو
ارسال شده در: دلتنگیها ،
یادمه کلاس اول دبستان که بودم دیکته همیشه بیست می شدم
یک بار نوزده و نیم گرفتم
اینقدر گریه کردم که تمام معلمها و دانش آموزانن مدرسه دورم جمع شده بودند که چرا گریه می کنم
یکی به خواهرم خبر داده بود
خواهرم سراسیمه آمد و پرسید چرا گریه می کنی؟
نفس نفس زنان و مقطع گفتم که دیکته بیست نشدم
شکست سختی بود!!!!!!!!!
یکی از بچه های کلاس می خندید و می گفت ببین من همیشه صفر می گیرم ولی هیچ وقت گریه نمی کنم
تو که نوزده شدی آخه چرا گریه می کنی؟
در ذهن کودکانه من شکست نمی گنجید
برایم شکست بزرگی بود
نمی توانستم آن شکست بزرگ را تحمل کنم
هیچ کس عمق احساس مرا درک نمی کرد
احساس کودکانه ام فریاد می زد این شکست پایان ندارد
این مقدمه شکست های بزرگ تر است!!!!!!!
وقتی یک چینی ترک بردارد
هرچقدر هم آن را بند بزنی باز هم مثل روز اول نخواهد شد
بعد از آن چه نوزده ها............چه هجده و هفده و چه
................
بیست های زندگیم هم کم نبودند
حتی توی دانشگاه
خیلی از دوستام مسخره ام می کردند آخه دانشجو را چه به بیست گرفتن؟؟؟!!!!!!!!
ولی طعم تلخ آن نوزده و نیم هنوز از ذهنم پاک نشده
و گریه ای که کردم
هرگز از یادم نمی رود............


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -