تبلیغات
روزهای من بی تو - چرا باید با تو باشم !؟

چرا باید با تو باشم !؟

دوشنبه 12 آذر 1386 11:12 ق.ظ

نویسنده : من بی تو
ارسال شده در: از دیگران ،

تو كه دلت با من نیست!
چرا باید با تو باشم؟
تو كه لحظه هایت از آن من نیست…
چرا باید با تو باشم؟
وقتی تو را در آغوش سرد دیگری میبینم!!!
كدامین گناه از آن من است؟
منی كه در راه رود خانه گل آلود تو قرار گرفته ام
و به آرزوی گرفتن تو از آب غرق شدم…
منی كه یكی از هزاران قربانی تو بودم…

چرا باید لحظه ای باتو باشم؟؟؟
تویی كه خدایان عشق نفرینت كرده اند!!!
و از بوی گل سرخ سهمی نداری.........

چرا باید با تو باشم؟!
تو كه گل شقایقم را از من گرفته ای!
گل شقایقم به اتهام با تو بودن مرا تنها گذاشت و رفت....!
پیش تر ها قاب عكست را دوست داشتم...
و در كنار تاقچه اطاقم پنهانش می كردم...
دیروز طفل خواهرم عكست را....با دستهای كودكانه اش پاره میكرد!!!
و من تنها نظاره گر آن بودم....

بگذار آخرین خاطره از تو پاك شود
و من بازگردم به آغوش زندگی!!!

تو گل شقایقم را از من گرفته ای
و من به اتهام عشقی پوچ
در زندان تنهایی محكوم شده ام!!!....

من یكی از قربانیان حادثه عشق بوده ام!!!
جاده سپید از كدام طرف است؟؟؟
خورشید شادی با كدامین طلوع باز میگردد.....
و انتظار شاخه گل شقایق در میان كدام دشت ...مر ا تافرداها با خود می برد؟؟؟
من توانم را از دست داده ام.....
من گل شقایقم را از دست داده ام.....
من گل شقایقم را از دست داده ام.....
من گل شقایقم را از دست داده ام.....
من گل شقایقم را از دست داده ام.....




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -