تبلیغات
روزهای من بی تو - عشق تو از یاد من نرفت......

عشق تو از یاد من نرفت......

سه شنبه 5 آذر 1387 10:35 ب.ظ

نویسنده : من بی تو

عمری گذشت و عشق تو از یاد من نرفت
دل ، همزبانی از غم تو خوب تر نداشت
این درد جانگداز زمن روی برنتافت
وین رنج دلنواز زمن دست برنداشت
تنها و نامراد در این سال های سخت
من بودم و نوای دل بینوای من
دردا كه بعد از آن همه امید و اشتیاق
دیر آشنا دل تو ، نشد آشنای من
از یاد تو كجا بگریزم كه بی گمان
تا وقت مرگ دست ندارد ز دامنم
با چشم دل به چهره خود می كنم نگاه
كاین صورت مجسم رنج است یا منم؟
امروز این تویی كه به یاد گذشته ها
در چشم رنجدیده من می كنی نگاه
چشم گناهكار تو گوید كه ” آن زمان
نشناختم صفای تورا “ – آه ازین گناه!
امروز این منم كه پریشان و دردمند
می سوزم و ز عهد كهن یاد می كنم
فرسوده شانه های پر از داغ و درد را
نالان ز بار عشق تو آزاد می كنم.
گاهی بخوان ز دفتر شعرم ترانه ای
بنگر كه غم به وادی مرگم كشانده است.
تنها مرا به ” تشنه طوفان “ من مبین
ای بس حدیث تلخ كه ناگفته مانده است.
گفتم : ز سرنوشت بیندیش و آسمان
گفتی : ” غمین مباش كه آن كور و این كر است“!
دیدی كه آسمان كر و سرنوشت كور
صدها هزار مرتبه از ما قوی تر است؟

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -